تبلیغات
شعر های فارسی - قصه ای از شب
شنبه 12 شهریور 1390  01:01

نام شعر: قصه ای از شب              شاعر: مهدی اخوان ثالث(امید)             نوع شعر:نو

شب است 

شبی آرام و باران خورده و تاریک

کنار شهر بی غم خفته 

غمگین کلبه ای مهجور

فغان های سگی ولگرد می آید به گوش از دور

به کرداری که گویی می شود نزدیک

درون کومه ای کز سقف 

پیرش می تراود گاه و بیگه قطره هایی زرد

زنی با کودکش خوابیده در آرامشی دلخواه

دود بر چهره ی او گاه لبخندی

که گوید داستان از باغ رویای خوشایندی

نشسته شوهرش بیدار 

می گوید به خود در ساکت پر درد 

گذشت امروز فردا را چه باید کرد ؟

کنار دخمه ای غمگین 

سگی با استخوانی خشک سرگرم است

دو عابر در سککوت کوچه می گویند و می خندند

دل و سرشان به می

یا گرمی انگیزی دگر گرم است

شب است 

شبی بی رحم و روح آسوده 

اما با سحر نزدیک

نمی گرید دگر در دخمه سقف پیر

ولیکن چون شکست استخوانی خشک

به دندان سگی بیمار و از جان سیر

زنی در خواب می گرید

 نشسته شوهرش بیدار

خیالش خسته

چشمش تار


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین