تبلیغات
شعر های فارسی - ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392  23:00

نام شعر : شراب                     شاعر : ایرج میرزا                       نوع شعر : قطعه

ابلیس شبی رفت به  بالین جوانی

آراسته با شکل مهیبی سر و بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر

تا آن که بپوشم ز هلاک تو نظر را

لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزند

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

لکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد

می نوشم و با وی بکنم چاره شر را

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

ای کاش شود خشک بن تاک و خداوند

زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را


  • آخرین ویرایش:-

آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین