تبلیغات
شعر های فارسی - ما را بجز خیالت، فکری دگر نباشد
یکشنبه 25 اسفند 1392  00:00

نام شعر : ما را به جز خیالت...                      شاعر : سلمان ساوجی                 نوع شعر : غزل


ما را بجز خیالت، فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد

کی شبروان کویت آرند ره به سویت
عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد

ما با خیال رویت، منزل در آب دیده
کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد

هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید
هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد

در کوی عشق  جان را،باشد خطر اگر چه
جایی که عشق باشد، آن جا خطر نباشد

گر با تو بر سرو زر، دارد کسی نزاعی
من ترک سر بگویم، تا دردسر نباشد

دانم که آه ما را، باشد بسی اثرها
لیکن چه سود وقتی، کز ما اثر نباشد؟

در خلوتی که عاشق، بیند جمال جانان
باید که در میانه، غیر از نظر نباشد

چشمت به غمزه هر دم، خون هزار عاشق
ریزد چنانکه قطعاً کس را خبر نباشد

از چشم خود ندارد،«سلمان»طمع که چشمش
آبی زند بر آتش، کان بی‌جگر نباشد



آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین