تبلیغات
شعر های فارسی - مطالب دیگر شاعران

نام شعر : ...باش                    شاعر : مهدی سلمانی                  نوع شعر : غزل


زیبای من! آیینه ی تنها شدنم باش
انگیزه ی وابسته به دنیا شدنم باش

بامن نه به اندازه ی یک لحظه صمیمی
اندازه ی در عشق تو رسوا شدنم باش

لبخندبزن اخم مرا باز کن آنگاه
سرگرم تماشای شکوفا شدنم باش

چون اشک بر این دامن خشکیده فروبار
ره توشه ی از دره به دریا شدنم باش

حالا که قرار است به گرداب بیفتم
دریای من! آغوش پذیرا شدنم باش

یک لحظه به شولای مسلمانیم آویز
یک عمر ولی شاهد ترسا شدنم باش

مگذار که چون پنجره ای بسته بمانم
ای عشق!بیا معجزه ی وا شدنم باش



نام شعر : کسی باورش نشد                          شاعر : مجید ترکابادی                     نوع شعر : غزل


حالم خراب بود و کسی باورش نشد
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد

گفتم نگاه می کندم مست می شوم
چشمش شراب بود و کسی باورش نشد

قلبم تمام عمر چنان زلف در همش
در پیچ و تاب بود و کسی باورش نشد

گفتند ابلهان که بگو دوست داریَـش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد

او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد
***
پرسید با کنایه که "من گفته ام نرو ؟ "
پرسش جواب بود و کسی باورش نشد ...



نام شعر : اشتراک ما                           شاعر : سجّاد رشیدی پور                    نوع شعر : غزل


نمی‌رنجم اگر کاخ ِ مرا ویرانه می‌خواهد
که راه عشق ، آری ، طاقتی مردانه می‌خواهد
 
کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را
پرنده در قفس هم باشد ، آب و دانه می‌خواهد

چه حُسن اتفاقی ، اشتراک ما پریشانی ست
که هم موی تو هم بغض من ، آری ، شانه می‌خواهد

تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست
تسلّی دادن این فاجعه ، میخانه می‌خواهد

اگر مقصود تو عشق است ، پس آرام باش ای دل
چه فرقی می‌کند می‌خواهدم او یا نمی‌خواهد؟



نام شعر : بهتر...                       شاعر : حسین زحمتکش                  نوع شعر : غزل


می گویم اما درد دل سر بسته تر بهتر
بغض گلوی مردها نشکسته تر بهتر

وقتی که چای چشم پر رنگ تو دم باشد
مردی که پیشت می نشیند خسته تر بهتر

در مکتب چشمت گرفتم کاردانی را
ابروی تو هر قدر ناپیوسته تر بهتر

سخت است فتح کشوری که متحد باشد
موهای تو آشفته و صد دسته تر بهتر

از دور می آیی و شعرم بند می آید
موی تو وا باشد زبانم بسته تر بهتر



نام شعر : نفرین نکن...                       شاعر : زهرا شعبانی               نوع شعر : غزل


وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است
حال من و تمام غزلها گرفته است

دلشوره های خود به خود چند روز پیش
حالا چقدر یک شبه معنا گرفته است

بعد از تو جای آن همه تاب و تب مرا
مشتی چرا و باید و امّا گرفته است

این سرنوشت غمزده تاوان عشق را
روزی هزار مرتبه از ما گرفته است

حتی خدا نخواست ببیند در این جهان
کار دو عاشق این همه بالا گرفته است

یک لحظه چشم بستم و دیدم کسی برام
تصمیم گریه آور کبری گرفته است

حالا منم و میز و دو فنجان قهوه و...
مردی که روی صندلی ات جا گرفته است

حرفی نمی زنم نکند برملا شود
بغضی که توی حنجره ام پا گرفته است

دارد به عمق فاجعه پی میبرد دلم
نفرین نکن که آه تو من را گرفته است!

 

باز هم برای کریم عزیز البته اگر این طرف ها بیاید



نام شعر : غم                      شاعر : ولی شیرازی               نوع شعر : رباعی


غم را زمن و مرا گزیر از غم نیست
یـاران قدیـم را گـزیر از هـم نیـست

غم خوی به من کرده و من خوی به غم
همچون من و غم دو یار در عالم نیست



نام شعر : بیدل و ...              شاعر : همای شیرازی             نوع شعر : غزل


بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
 
رو مداوای خود ای دل،بکن از جای دگر
کاندر این شهر، طبیب دل بیماری نیست
 
یارب این شهر  چه شهری است که صد یوسف دل
به کلافی بفروشیم و خریداری نیست

شب به بالین من خسته به‌غیر از غم دوست
ز آشنایان کهن، یار و پرستاری نیست

به‌جز از بخت تو و دیده ی من، در غم تو
شب در این شهر به بالین سر بیداری نیست

گر«هما» را ندهد ره به در صومعه شیخ
در خرابات مگر سایه ی دیواری نیست؟

 



...دیگری هم هست                شاعر : سعید بیابانکی              نوع شعر : غزل


تو رفته ای و غزل های دیگری هم هست
بمان که شاعر تنهای دیگری هم هست

به جز هوای تو و شانه های آرامت
برای گریه مگر جای دیگری هم هست؟

بیا و با نفس روشنت به مرده دلان
بباوران که مسیحای دیگری هم هست

به کام دل نرسیدیم اگر در این دنیا
به این خوشیم که دنیای دیگری هم هست

به گریه گفتمش، ای ماه نیمه شب، واکن!
اگر به میکده مینای دیگری هم هست

به خنده ساغر ما را گرفت،ساقی و گفت:
برو رفیق که شب های دیگری هم هست

چقدر ساقی ما ساده بود، می پنداشت
که بی جمال تو فردای دیگری هم هست



یکشنبه 19 آبان 1392  00:00

نام شعر : شاهد مرگ ...              شاعر : سید حسن حسینی                نوع شعر : غزل


شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته این ایل و تبارم چه کنم

من کز این فاصله غارت شده چشم تو ام
چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است
میله های قفسم را نشمارم چه کنم



نام شعر : اشک وداع                شاعر : مهدی سهیلی             نوع شعر : غزل


گریه کن ای دل که دوست از بر ما می رود
وای که از باغ عشق عطر وفا می رود

زانکه دل تنگ ما جای دو شادی نبود
تا ز در آمد سهیل و سها می رود

گر چه ز چشمم رود همراه اشک وداع
مهرعزیزان کجا از دل ما می رود

خانه ی دلتنگ ما تشنه ی آوای اوست
آه که از این سرا نغمه سرا می رود

باغ دل ما از او لطف و صفا می گرفت
حیف کزین بوستان لطف و صفا می رود

گر چه به ما هر نفس لطف خدا می رسد
از سرمان سایه ی لطف خدا می رود

می رود اما دلش ساز وطن می زند
این نگران ر نگر رو به قفا می رود

آب و گلش در حضر جان و دلش در سفر
عاشق اشفته حال دل به دو جا می رود

لحظه ی بدرود خویش تا نزند آتشم
با دل اندهگین شادنما می رود

تا که بگردد بلا از قد و بالای او
برلب بی خنده ام ذکر دعا می رود


دل به چه کارآیدم گر که دلارام نیست؟
خانه نخواهم اگر خانه خدا می رود

ناله برآید ز سنگ گر که بداند دمی
از غم یاران چه ها بر سر ما می رود

ناله ی جانسوز من سر به ثریا کشید
آتش دل را ببین تا به کجا می رود

داغ به جان سها دوری سامان نهاد
خسته ی بیمار دل بهر شفا می رود

نیست عجب گر سها راه به سامان برد
اختر تابان ما سوی سما می رود



  • تعداد کل صفحات :10  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین