تبلیغات
شعر های فارسی - مطالب شعر نو
چهارشنبه 23 شهریور 1390  22:09

نام شعر :از همان روزی که ...               شاعر:فریدون مشیری              نوع شعر: نو


از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت
قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا ز خوبی ها تهی است
صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است
صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست
قرن موسی چمبه هاست
روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند
 
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
 
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

شنبه 19 شهریور 1390  02:32

نام شعر:بانگ نی                  شاعر : رهی معیری           نوع شعر : نو


چنانم بانگ نی آتش بر جان زد
که گویی کس آتش بر نیستان زد
مرا در دل عمری سوز غم پنهان بود
نوای نی امشب، بر آن دامان زد
نی محزون داغ مرا تازه‌تر از لاله کند
ز جدایی‌ها چو شکایت کند و ناله کند
که به جانش آتش هجر یاران زد
به کجایی ای گل من
که همچو نی بنالد ز غمت دل من
جز ناله‌ی دل نبود در عشقت حاصل من
گذری به سرم، نظری بر چشم ترم
کز غم تو قلب رهی خون شد و از دیده برون شد
نوای نی گوید کز عشقت چون شد


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

شنبه 19 شهریور 1390  02:28

نام شعر:پر پرواز          شاعر:هوشنگ ابتهاج                   نوع شعر:نو


بال و پر ریخته مرغم به قفس 

تا گشایم پروبال 

پر پروازم نیست 

تا بگویم که در این تنگ قفس 

چه به مرغان چمن می گذرد 

......رخصت اوازم نیست... 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

شنبه 12 شهریور 1390  02:05

نام شعر:هست شب                          شاعر:نیما یوشیج                   نوع شعر:نو

هست شب، یك شب دم‌كرده و خاك

رنگ رخ باخنه‌است؛

باد - نوباوه‌ی ابر- از بر كوه

سوی من تاخته‌است؛

هست شب همچو ورم‌كرده تنی گرم، دراستاده هوا؛

هم از این روست نمی‌بیند اگر گمشده‌ای راهش را؛

با تنش گرم، بیابان دراز

مرده را ماند، در گورش تنگ؛

به دل سوخته‌ی من ماند؛

به تنم خسته كه می‌سوزد از هیبت تب؛

هست شب، آری شب


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

شنبه 12 شهریور 1390  02:01

نام شعر: قصه ای از شب              شاعر: مهدی اخوان ثالث(امید)             نوع شعر:نو

شب است 

شبی آرام و باران خورده و تاریک

کنار شهر بی غم خفته 

غمگین کلبه ای مهجور

فغان های سگی ولگرد می آید به گوش از دور

به کرداری که گویی می شود نزدیک

درون کومه ای کز سقف 

پیرش می تراود گاه و بیگه قطره هایی زرد

زنی با کودکش خوابیده در آرامشی دلخواه

دود بر چهره ی او گاه لبخندی

که گوید داستان از باغ رویای خوشایندی

نشسته شوهرش بیدار 

می گوید به خود در ساکت پر درد 

گذشت امروز فردا را چه باید کرد ؟

کنار دخمه ای غمگین 

سگی با استخوانی خشک سرگرم است

دو عابر در سککوت کوچه می گویند و می خندند

دل و سرشان به می

یا گرمی انگیزی دگر گرم است

شب است 

شبی بی رحم و روح آسوده 

اما با سحر نزدیک

نمی گرید دگر در دخمه سقف پیر

ولیکن چون شکست استخوانی خشک

به دندان سگی بیمار و از جان سیر

زنی در خواب می گرید

 نشسته شوهرش بیدار

خیالش خسته

چشمش تار


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

سه شنبه 25 مرداد 1390  07:37

نام شعر: نیایش            شاعر:سهراب سپهری                    نوع شعر:نو


دستی افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر
قطره شود خورشیدی
باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را بکند
روزن روزن.
ما بی تاب ، و نیایش بی رنگ .
از مهرت لبخندی کن ، بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو.
ما هسته پنهان تماشاییم.
ز تجلی ابری کن ، بفرست ، که ببارد بر سر ما
باشد که به شوری بشکافیم ، باشد که ببالیم و
به خورشید تو پیوندیم.
ما جنگل انبوه دگرگونی.
از آتش همرنگی صد اخگر برگیر ، برهم تاب ، برهم پیچ :
شلاقی کن ، و بزن بر تن ما
باشد که ز خاکستر ما ، در ما، جنگل یکرنگی بدر
آرد سر.
چشمان بسپردیم ، خوابی لانه گرفت.
نم زن بر چهره ما
باشد که شکوفا گردد زنبق چشم ، و شود سیراب
از تابش تو ، و فرو افتد.
بینایی ره گم کرد.
یاری کن ، و گره زن نگه ما و خودت با هم
باشد که تراود در ما ، همه تو.
ما چنگیم: هر تار از ما دردی ، سودایی.
زخمه کن از آرامش نامیرا ، ما را بنواز
باشد که تهی گردیم ، آکنده شویم از والا "نت"
خاموشی.
آیینه شدیم ، ترسیدیم از هر نقش.
خود را در ما بفکن.
باشد که فرا گیرد هستی ما را ، و دگر نقشی
ننشیند در ما.
هر سو مرز، هر سو نام.
رشته کن از بی شکلی ، گذران از مروارید زمان و مکان
باشد که بهم پیوندد همه چیز ، باشد که نماند
مرز، که نماند نام.

ای دور از دست ! پر تنهایی خسته است.
گه گاه ، شوری بوزان
باشد که شیار پریدین در تو شود خاموش.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

سه شنبه 25 مرداد 1390  03:33

نام شعر: «مرگ»                  شاعر: سید مرتضی موسوی                  نوع شعر: نو


نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟

ولیکن سخت مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

سه شنبه 25 مرداد 1390  02:40

نام شعر:دیگر این پنجره بگشای         شاعر: هوشنگ ابتهاج_ه.الفـ.سایه)        نوع شعر:نو


دیگر این پنجره بگشای

که من به ستوه آمدم از این شب تنگ

دیرگاهیست که در خانه ی همسایه ی من

خوانده خروس

وین شب تلخ عبوس

میفشارد به دلم پای درنگ

دیرگاهیست که من در دل این شام سیاه

پشت این پنجره، بیدار و خموش

مانده ام چشم به راه

همه چشم و همه گوش...

مست آن بانگ دل آویز که می آید نرم

محو آن اختر شبتاب که می سوزد گرم

مات این پرده ه ی شب گیر که می بازد رنگ

 

آری.. آری.. این پنجره بگشای

که صبح می درخشد پس این پرده تار

می رسد بانگ خروس

وز رخ آینه ام میسترد رنگ فسوس

بوسه ی مهر که در چشم من افشانده شراب

خنده ی روز که با اشک من آمیخته رنگ

دیگر این پنجره بگشای...



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

دوشنبه 3 مرداد 1390  09:12

نام شعر:گریه           شاعر: هوشنگ ابتهاج (سایه)               نوع شعر:نو
سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند
شاخه ها چشم انتظار سرگذشت ابر
 و آسمان چون من غبار آلود دلگیری
باد بوی خاک باران خورده می آرد
سبزه ها در رهگذر شب پریشانند
آه کنون بر کدامین دشت می بارد
باغ حسرتنک بارانی ست
چون دل من در هوای گریه سیری


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

نام شعر: الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم     شاعر:کارو        نوع شعر: نو


 الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم

چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟


چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟


از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردن


نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم


تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم


کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم


چه شبها تا سحر عریان ، بسوز فقر لرزیدم


چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ رقصیدم


از این دوران آفت زا ، چه آفتها که من دیدم


سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان


هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم


فتادم در شب ظلمت ، به قعر خاک ، پوسیدم


ز بسکه با لب مخنت ،‌زمین فقر بوسیدم


کنون کز خاک فم پر گشته این صد پاره دامانم


چه می پرسی که چون مردم ؟ چه سان پاشیده شد جانم ؟


چرا بیهوده این افسانه های کهنه بر خوانم ؟


ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم


که خون دیده ، آبم کرد و خاک مرده ها ، نانم


همان دهری که بایستی بسندان کوفت دندانم


به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم : انسانم


ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی


وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی


شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روز به صد پستی

... ای رهگذر ! در قلب این سرمای سر گردان


به جای گریه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستی


که تنها قسمتش زنجیر بود ، از عالم هستی


نه غمخواری ، نه دلداری ، نه کس بودم در این دنیا


در عمق سینه ی زحمت ، نفس بودم در این دنیا


همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا


پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا


به شب های سکوت کاروان تیره بختیها


سرا پا نغمه ی عصیان ، جرس بودم در این دنیا


به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر ، با شادی


که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 مرداد 1391

  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین