تبلیغات
شعر های فارسی - مطالب قیصر امین پور
جمعه 3 بهمن 1393  00:00

رفتار من عادی است...                       قیصر امین پور                           شعرنو
رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا می بیند
از دور می گوید :
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری!
اما
من مثل هر روزم
با آن نشانیهای ساده
و با همان امضا ، همان نام و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام
این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس می کنم
از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم
گاهی
- از تو چه پنهان -
با سنگها آواز می خوانم
و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم
این روزها گاهی
از روز و ماه و سال ، از تقویم
از روزنامه بی خبر هستم
حس می کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیدا بیشتر هستم حتی اگر می شد بگویم
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می پرستم
از جمله دیشب هم
دیگر تر از شبهای بی رحمانه دیگر بود :
من کاملا تعطیل بودم
اول نشستم خوب
جورابهایم را اتو کردم
تنها - خدود هفت فرسخ - در اتاقم راه رفتم
با کفشهایم گفتگو کردم
و بعد از آن هم
رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم
و سطر سطر نامه ها را
دنبال آن افسانه ی موهوم
دنبال آن مجهول گشتم
چیزی ندیدم
تنها یکی از نامه هایم
بوی غریب و مبهمی می داد
انگار
از لابه لای کاغذ تا خورده ی نامه
بوی تمام یاسهای آسمانی
احساس می شد
دیشب دوباره
بی تاب در بین درختان تاب خوردم
از نردبان ابرها تا آسمان رفتم
در آسمان گشتم
و جیبهایم را
از پاره های ابر پر کردم
جای شما خالی !
یک لقمه از حجم سفید ابرهای تُرد
یک پاره از مهتاب خوردم
دیشب پس از سی سال فهمیدم
که رنگ چشمانم کمی میشی است
و بر خلاف سالها پیش
رنگ بنفش و اروغوانی را
از رنگ آبی دوست تر دارم
دیشب برای اولین بار
دیدم که نام کوچکم دیگر
چندان بزرگ و هیبت آور نیست
این روزها دیگر
تعداد موهای سفیدم را نمی دانم
گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک
یک روز کامل جشن می گیرم
گاهی
صد بار در یک روز می میرم
حتی
یک شاخه از محبوبه های شب
یک غنچه مریم هم برای مردنم کافی است
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنایی می کند
گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند
اما
غیر از همین حس ها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و هوای ساده و عادی
حال و هوای دیگری
در دل ندارم
رفتار من عادی است...



نام شعر : چیستان             شاعر : قیصر امین پور              نوع شعر : غزل


ما گنهكاریم، آری، جُرم ما هم عاشقی است
آری اما آنكه آدم هست و عاشق نیست، كیست؟

زندگی بی عشق، اگر باشد، همان جان كندن است
دم به دم جان كندن ای دل كار دشواری است، نیست؟

زندگی بی عشق، اگر باشد، لبی بی خنده است
بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست

زندگی بی عشق اگر باشد، هبوطی دائم است
آنكه عاشق نیست، هم اینجا هم آنجا دوزخی است

عشق عینِ آبِ ماهی یا هوای آدم است
می توان ای دوست بی آب و هوا یك عمر زیست؟

تا ابد در پاسخ این چیستان بی جواب
بر در و دیوار می پیچد طنینِ چیست؟ چیست؟...


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 26 تیر 1392

نام شعر : تیشه ی خیال                شاعر : قیصر امین پور            نوع شعر : غزل


با تیشه ی خیـــــــال تراشیده ام تو را
در هر بتی كه ساخته ام دیده ام تو را

از آسمــان بــه دامنــــم افتاده آفتاب؟
یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را

هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمــــام گلهـــــــا بوییده ام تــــو را

رویای آشنای شب و روز عمــــر من!
در خوابهای كودكی ام دیده ام تو را

از هــــر نظر تــــــــو عین پسند دل منی
هم دیده، هم ندیده، پسندیده ام تو را

زیباپرستیِ دل من بی دلیل نیست
زیـــرا به این دلیل پرستیده ام تو را

با آنكه جـز سكوت جوابم نمی دهی
در هر سؤال از همه پرسیده ام تو را

از شعر و استعـــاره و تشبیه برتــــری
با هیچكس بجز تو نسنجیده ام تو را...


  • آخرین ویرایش:-

جمعه 15 دی 1391  00:00

نام شعر : وقتی تو نیستی                 شاعر : قیصر امین پور        نوع شعر : نو


وقتی تو نیستی

نه هست های ما چونان که بایدند

نه بایدها

هر روز بی تو روز مباداست


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 فروردین 1392

چهارشنبه 24 آبان 1391  00:00

نام شعر : مساحت رنج                 شاعر : قیصر امین پور        نوع شعر : غزل

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 فروردین 1392

سه شنبه 9 آبان 1391  00:00

نام شعر : دستور زبان عشق                  شاعر : قیصر امین پور     نوع شعر : غزل


دست عشق از دامن دل دور باد!
می‌توان آیا به دل دستور داد؟

می‌توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را
بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می‌دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی‌بایست داد


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 فروردین 1392

چهارشنبه 15 شهریور 1391  00:00

نام شعر : اگر عشق نبود                    شاعر : قیصر امین پور               نوع شعر : غزل


از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره‌ی کبود، اگر عشق نبود

از آینه‌ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 فروردین 1392

یکشنبه 8 مرداد 1391  00:00

  نام شعر:لحظه های کاغذی           شاعر:قیصرامین پور         نوع شعر : غزل

خسته ام از آرزوها،آرزوهای شعاری
شوق پروازمجازی،بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را،روز و شب تکرارکردن
خاطرات بایگانی،زندگیهای اداری

آفتاب زرد و غمگین،پله های روبه پایین
سقفهای سردوسنگین،آسمانهای اجاری

بانگاهی سرشکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته،خسته ازچشم انتظاری

صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده،گریه های اختیاری

عصرجدولهای خالی،پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی،نیمکت های خماری

رونوشت روزهارا،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی،جمعه های بیقراری

عاقبت پرونده ام را،باغبان آرزوها
خاک خواهد بست روزی،باد خواهد برد باری

روی میزخالی من،صفحه ی بازحوادث
در ستون تسلیت ها،نامی از ما یادگاری


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 فروردین 1392

آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین