تبلیغات
شعر های فارسی - مطالب سورنا جوکار

نام شعر : نخواهی دید ...                     شاعر : سورنا جوکار                   نوع شعر : غزل


نخواهی دید جز من، در کسی این سربه راهی را
برای بردن دریا بیاور تنگ ماهی را

جدا کردی مسیر خویش را از من ولی دستی
به هم پیوند داده انتهای این دوراهی را

مرا می خواهی اما در مقابل شرط هم داری
دوباره زنده کردی دوره ی مشروطه خواهی را

برای دیدنت فرقی ندارد راه و بی راهه
به مقصد می رسانم هر مسیر اشتباهی را

به عشقت هرکسی شاعر شد از میدان به در کردم
زمانی مولوی و این اواخر هم پناهی را!



نام شعر : ... نیست                     شاعر : سورنا جوکار              نوع شعر : غزل


روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیست
در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست

اخم هایت را کمی وا کن که تاب آوردنش
در توان شانه های خسته ی الوند نیست
 
خواجه ی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد
قصه اش آنچه مورخ ها به ما گفتند نیست،

خواست تا از چشم زخم دشمنان حفظت کند
خوب می دانست کار آتش و اسپند نیست

آنقدر شیرین زبانی کار دستم داده ای
قند خون از خوردن ِ بیش از نیاز ِ قند نیست

ای تنت شیراز راز آلود فتحت می کنم
گرچه در رگ هام خون پادشاه زند نیست


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 25 تیر 1392

پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392  00:00

نام شعر : صندلی خالی             شاعر : سورنا جوکار            نوع شعر : غزل


این صندلی که جای تو خالیست روی آن
یعنی که آمدی، که نشستی، که ناگهان

پروانه وار پیله دراندی و پر زدی
رفتی به سمت نقطه ی پایان آسمان

اعجاب رفتنت در و دیوار را گرفت
حتا دهان پنجره باز است همچنان

بعد از تو لفظ و لهجه ی ساعت عوض شده است
طوری که حس نمی شود از چرخشش زمان

دیدم که بعد رفتن تو جای تیک تاک
می گفت لحظه ای نرو پیشم بمان ... بمان


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 17 مرداد 1392

آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین