تبلیغات
شعر های فارسی - نمایش آرشیو ها

باز آ،باز آ،هر آنچه هستی باز آ
بی عشق جهان بلاست یکسر
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چیست دانی عشقبازی، بی سخن گویا شدن
همه روز روزه رفتن
چه غم وقتی غم آباد جهان از عشق نامی تازه می گیرد
من دلق گرو کردم عریان خراباتم
خیالت دلبرا نازنین یارا
بو سعید مهنه در حمام بود
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
لحظه های کاغذی
به رویت نیاوردم
شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
دید مجنون را یکی صحرا نورد
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
رسوای دل
سفر نامه ی باران
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
دریافت معنی کلمه ی مورد نظر شما با کمک واژه یاب
جامه ی عرفان
هر ساغری به آن لب خندان نمی رسد
قصه ی درد
گفتم آهن دلی کنم چندی
تصمیم کبری
گوشه ی چشم بگردان و مقدر گردان
زیباترین شعر دنیا
آن قَدَر با آتش دل ساختم تا سوختم
باز رسید آن بت زیبای من
شد ز غمت خانه سودا دلم
تو را نادیـدن ما غــم نباشـد
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
تا کی به تمانای وصال تو یگانه
دل ز تن بردی و در جانی هنوز
ای کرمت هم نفس بی کسان
هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی
در وصف نیاید که چه شیرین دهنست آن
در سینه‌ی بی خویشـان جز یار نمی‌گنجد
این بود زندگی...
من خود نمی روم دگری می برد مرا
از زندگی ، از این همه تکرار خسته ام
همه دردم،همه داغم،همه عشقم،همه سوزم
والا پیامدار
هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپّ و راست
  • تعداد کل صفحات :11  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین