خنده ی تو...(ابلیس)                     مجید ترکابادی                      غزل
وزن عروضی : مستفعلن مفاعلُ مستفعلن فَعل  


ای خنده ات تجلی غم بی امان بخند
آری بخند یکسره با این و آن بخند

تا بغض،خوب گیر کند در گلوی من
با من سکوت کرده و با دیگران بخند

چون قرص ماه در شب تاریک و بی قرار
گیسو به هم بریز و سپید آن میان بخند

چون بادبادکی که نخش دست کودکی است
بازی بده مرا و خود از آسمان بخند

وقتی تمام اهل زمین عاشقت شدند
ابلیس وار رو به خدای جهان بخند...



نام شعر : کسی باورش نشد                          شاعر : مجید ترکابادی                     نوع شعر : غزل


حالم خراب بود و کسی باورش نشد
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد

گفتم نگاه می کندم مست می شوم
چشمش شراب بود و کسی باورش نشد

قلبم تمام عمر چنان زلف در همش
در پیچ و تاب بود و کسی باورش نشد

گفتند ابلهان که بگو دوست داریَـش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد

او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد
***
پرسید با کنایه که "من گفته ام نرو ؟ "
پرسش جواب بود و کسی باورش نشد ...



آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو