تبلیغات
شعر های فارسی - مطالب ابر محمد سلمانی

گریه کرد                                    محمد سلمانی                 غزل
وزن عروضی : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن


بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد
دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد

جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب
آسمانی ابر با بغض سترون گریه کرد

با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور
مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد

این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد
نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد

وسعت تنهایی ام را در شبستان غزل
شاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کرد

گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق
بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد

یک زمان حتی تو هم در مرگ من خواهی گریست
مثل سهرابی که در سوگش تهمتن گریه کرد



نام شعر : ...باش                    شاعر : مهدی سلمانی                  نوع شعر : غزل


زیبای من! آیینه ی تنها شدنم باش
انگیزه ی وابسته به دنیا شدنم باش

بامن نه به اندازه ی یک لحظه صمیمی
اندازه ی در عشق تو رسوا شدنم باش

لبخندبزن اخم مرا باز کن آنگاه
سرگرم تماشای شکوفا شدنم باش

چون اشک بر این دامن خشکیده فروبار
ره توشه ی از دره به دریا شدنم باش

حالا که قرار است به گرداب بیفتم
دریای من! آغوش پذیرا شدنم باش

یک لحظه به شولای مسلمانیم آویز
یک عمر ولی شاهد ترسا شدنم باش

مگذار که چون پنجره ای بسته بمانم
ای عشق!بیا معجزه ی وا شدنم باش



آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین