نام شعر : تندیس خوش اقبالی...                  شاعر : محسن کاویانی                 نوع شعر : غزل

هرکسی حال مرا پرسید گفتم عالی ام
اشک ها پنهان شده در خنده ی پوشالی ام

نردبان هر کس و ناکس شدم اما چه سود؟
دار قالی هستم و حالا جدا از قالی ام

خوب فهمیدم که خوش بودند از غم های من
آن رفیقانی که غمگینند از خوشحالی ام

دیگر آن چاقوی دست نارفیقان نیستم
خسته از دیروزهای خونی و جنجالی ام

بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیل
من شدیداً خسته از هر بحث استدلالی ام

مثل نعل اسب ها در زیر پا افتاده ام
با همه افتادگی تندیس خوش اقبالی ام

غرق خواهد شد کسی که سخت "من ، من" می کند
بطری بر روی آبم چون که از خود خالی ام...



آخرین پست ها
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو